سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دل تنها
سه شنبه 91 خرداد 30 :: 6:56 عصر ::  نویسنده : رضا       
دیگرنمیگویم گشتم نبود نگرد نیست.
بگذار صادقانه بگویم، گشتم ،اتفاقا بود. . .
فقط انگارمال من نبود. .
بگذاردیگ­ری بگردد. . .

لابد مال اوست.




موضوع مطلب :


جمعه 91 خرداد 19 :: 2:8 عصر ::  نویسنده : رضا       

نامه ای از جانب خدا
می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود.

همان دلهای بزرگی که جای من در آن است

آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس.

و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است!

اما من نمی خواهم تو همان باشی!

تو باید در هر زمان بهترین باشی.

نگران شکستن دلت نباش!

میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.

و جنسش عوض نمی شود ...

و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ...

و تو مرا داری ...

برای همیشه!

چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...

چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...

چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،

صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!

درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...

می خواهم شاد باشی ...

این را من می خواهم ...

تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)

و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...

نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.

شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟

اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!

فقط کافیست خوب گوش بسپاری!

و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!

پروردگارت ...

با عشق !
................




موضوع مطلب :


دوشنبه 91 خرداد 15 :: 10:26 عصر ::  نویسنده : رضا       

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای
خرد شدن غرورش را نشنوی،

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟




موضوع مطلب :


یکشنبه 91 خرداد 14 :: 10:35 عصر ::  نویسنده : رضا       
نیستم بیگانه ، هستم آشنایت یا علی
از ازل دل داده بر مهر و ولایت یا علی
تا جمال خویش را در کعبه حق ظاهر کند
پرده گیرد از جمال دلربایت یا علی
روز ولادت امام علی (ع) و روز مرد و روز پدر  مبارک



موضوع مطلب :


شنبه 91 خرداد 13 :: 10:1 عصر ::  نویسنده : رضا       

شکسپیر گفت

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...
 زندگی کوتاه است ...
پس به زندگی ات عشق بورز ...

خوشحال باش .. .

و لبخند بزن .. .

فقط برای خودت زندگی کن
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن
قبل از تنفر » عشق بورز

زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

 

ولی کاش می شد خوشحال بود ای کاش می شد




موضوع مطلب :


جمعه 91 خرداد 12 :: 10:20 عصر ::  نویسنده : رضا       

انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند

و آن شخص برایش یک غریبه باشد ،

می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند

و تا آخر عمر فراموشش نکند ...

اوریانا فالاچی




موضوع مطلب :


چهارشنبه 91 خرداد 10 :: 10:33 عصر ::  نویسنده : رضا       

از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای ؟
پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت : تو اشتباه می کنی!
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
جبران خلیل جبران




موضوع مطلب :


سه شنبه 91 خرداد 2 :: 10:30 عصر ::  نویسنده : رضا       

گجه لر آیه باخیب من سنی یاد ایله میشم

صبحه جن یاتمامشام فکروخیال ایله میشم

گه یاتوب گه اویانوب بیله خیال ایله میشم

من باخان آیه الهی گورسن یاردا باخور؟


معنی شعر

شب ها  به ماه نگاه می کنم ومن تو را یاد میکنم

تا صبح نخوابیده ام و فکر وخیال کرده ام

گاهی خوابیده ام وگاهی بیدار شده ام وفقط خیال کرده ام

من به آن ماهی که نگاه کرده ام خدایا آیا یارهم به آن ماه نگاه کرده است




موضوع مطلب :


دوشنبه 91 خرداد 1 :: 10:5 عصر ::  نویسنده : رضا       

گاه رسیده ای و نمیدانی...
و گاه در ابتدای راهی و گمان میکنی رسیده ای...
مهم آغاز است ...
که گاه هیج روی نمیدهد..
و گاه می شود بدون آنکه خواسته باشی.




موضوع مطلب :


دوشنبه 91 خرداد 1 :: 1:55 عصر ::  نویسنده : رضا       

بنویس

بزرگ بود

آنقدر کوچکش کردند

که در تاریکترین کنج ملامت

ناپدید شد!




موضوع مطلب :



 
درباره وبلاگ

پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 99
بازدید دیروز: 101
کل بازدیدها: 258301