سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
 
دل تنها
سه شنبه 94 آبان 19 :: 9:46 عصر ::  نویسنده : رضا       




موضوع مطلب :


جمعه 94 مهر 10 :: 11:3 صبح ::  نویسنده : رضا       

تـــــــــوی زِنـــــــدِگی هـَـر آدَمـــی یــِه نَفَـــــر هَســت کــِــه . . .

هیچـــوَقــــت ! ! !

فَرامــــــــوش نِمیشـِــــه . . .

یــــِـه نَفــَـر کِـــه اَز هَمِــه ی دُنیــــا بیشتـَـــر دوستـِــش داری . . .

یــِـــه مُخاطــَــبِ خــــــاص کــِــــه هَر چِقَــــدر هــَـــــم بـــــُـزُرگ بـــــــاشــی. . .

دَر مُقــــابــِــــل اون خُودِتــــو کوچــــیک میـــدونی . . .

یِکى کِه بودَنِش جُبرانِ هَمِه " نَبودَناىِ " دُنیاست . . .

اونیکِه فَقَط یِه لَحظِه ... یِه ثانیِه ... یِه نَفَس اَز عَطرِش ،

پس قدرشو بدونید

 




موضوع مطلب :


چهارشنبه 94 مهر 8 :: 8:12 عصر ::  نویسنده : رضا       

مرا دوست بدار!
به سانِ گذر از یک سمت خیابان
به سمتی دیگر،
اول به من نگاه کن...
بعد... به من نگاه کن...
و بعد،
بازهم مرا نگاه کن!




موضوع مطلب :


چهارشنبه 94 مهر 1 :: 9:11 عصر ::  نویسنده : رضا       

جا مانده است چیزی...
جایی...
که هیچ گاه دیگر...
هیچ چیز...
جایش را پر نخواهد کرد...




موضوع مطلب :


یکشنبه 94 شهریور 22 :: 6:22 عصر ::  نویسنده : رضا       

صبحت بخیر عزیزم با آنکه گفته بودی دیشب خدا نگهدار
با آنکه دست سردت از قلب خسته ی تو گوید حدیث بسیار
صبحت بخیر عزیزم با آنکه در نگاهت حرفی برای من نیست
با آنکه لحظه لحظه می خوانم از دو چشمت از خستگی ز تکرار

در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قفس را میل رها شدن نیست
من با تمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پای تو بمیرم
صبحت بخیر عزیزم با آنکه گفته بودی دیشب خدا نگهدار
با آنکه دست سردت از قلب خسته ی تو گوید حدیث بسیار
صبحت بخیر عزیزم با آنکه در نگاهت حرفی برای من نیست
با آنکه لحظه لحظه می خوانم از دو چشمت از خستگی ز تکرار

این بار غصه ها را از دوش خسته بردار
من کوه استوارم به من بگو نگهدار
عهدی که با تو بستم هرگز شکستی نیست
این عشق تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست
صبحت بخیر عزیزم با آنکه گفته بودی دیشب خدا نگهدار
با آنکه دست سردت از قلب خسته ی تو گوید حدیث بسیار
صبحت بخیر عزیزم با آنکه در نگاهت حرفی برای من نیست
با آنکه لحظه لحظه می خوانم از دو چشمت از خستگی ز تکرار




موضوع مطلب :


دوشنبه 94 شهریور 16 :: 5:44 عصر ::  نویسنده : رضا       

گابریل گارسیا مارکز: بی‌اعتنایی به عشق

از یه جایی به بعد به همه چیز و همه کس بی‌اعتنا می‌شی

دیگه نه از کسی می رنجی نه به عشق کسی دل می‌بندی …




موضوع مطلب :


یکشنبه 93 بهمن 5 :: 9:56 عصر ::  نویسنده : رضا       

سلامتی پسری که یه روز عاشق شد

سلامتی دختری که یه روز عاشق شد

سلامتی پسری که اندازه یه نگاه هم به عشقش خیانت نکرد

سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت

سلامتی عشق پــــاکشون

سلامتی اون همه خاطره ها

سلامتی شب بخیر عشقم و صبح بخــــیر زندگیم گفتن ها

سلامتی اون شیطنت ها و دیوونه بازی ها زیر بارون قرار گذاشتن ها و خیس شدن ها از سرما به خود لرزیدن ها

سلامتی دوستی که زیر آب پسررو به دروغ زد

سلامتی دختری که بی خبر خطش خاموش شد

سلامتی اون قسمها و دوست دارمهایی که deliver نشد

سلامتی پسری که هرچقدر قسم خورد خواهش کرد اثری نداشت

سلامتی دختری که با چشم خیس به پسر گفت ازت بدم میاد

سلامتی پسری که رفت سربازی تا زود برگرده دلشو به دست بیاره و بره خواستگاری

سلامتی 21 ماه پست دادن ها و لحظه شماری ها و دور بودن ها

سلامتی روزی که پسر دعوت شد به جشن عقد عشقـــــش

سلامتی اون شب......!!!




موضوع مطلب :


شنبه 93 آبان 17 :: 11:34 صبح ::  نویسنده : رضا       

عشق
واژه ای است بی انتها
شروع و پایان ندارد
هربار که برای توصیف و تعریفش کوشیدم
خود را ناتوان یافتم
تنها میدانم

عشق
تکثیر می شود
و ممکن است
در کنار کلمات دیگر توصیف شود ...




موضوع مطلب :


جمعه 93 آبان 16 :: 11:51 صبح ::  نویسنده : رضا       

عشـــــــــق اگر عشـــــق باشد!
هم خنـــــــده هایت را دوست دارد،هم گریــــــــه هایت را . . .
هم لحظه های شادابی ات را می پسندد،
هم روزهـــــــــــای بــــــی حوصلگـــــــی اتـــــــــ را . . .
هم دقایق پر ازدحامت را همراهی می کند،
هم دقایق تنهایی اتــــــــ را . . .
عشــــــــق اگر عشـــــــــــق باشد!
هم زیبایی هایت را دوست دارد،هم اخم هایت در روزهای تلخی . . .
عشق اگر عشـــــــــق باشد!
با یک اتفـــــــاق
تو را تعویض نمی کند
همراهــــــــی ات می کند تا بهبــــــــود یابی . . .
عشق اگر عشق باشد!
هر ثانیه دستانش در دستان توست،در سختی و آسانی . . .

تا ابــــــــــــــد . .




موضوع مطلب :


پنج شنبه 93 آبان 15 :: 12:46 صبح ::  نویسنده : رضا       

آن شب که دلم لرزید
گفتی به کنارم باش
و از آینه چشمم نقشی به خیال انداز
تو ماندی و من ماندم تا صبح در آغوشت
یکبار گشودم چشم
دیدم همه جا بی تو
بی خود شده ام با تو
آخر چه بگویم من ؟
این را که دلم ترسید ؟
دیدی ز خیال تو
نقشی ز قلم لرزید!




موضوع مطلب :


1   2   >   
 
درباره وبلاگ

پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 20
بازدید دیروز: 39
کل بازدیدها: 197083

کد موسیقی برای وبلاگ